نشان آشنایی کو
هوای دلفریبی نیست
کلام دلپذیری نیست
چه تنها است بی یاور میان گرگها داور
یکی اور را درد آخر در این بازار بی آخر
هر آنکس دست پیوندی برون آورد ازسینه
به دست دیگرش تیغی کشید پر کینه
نشانی نیست عاشق را
که لیلا کشت عاشق را
نشانی نیست راهی نیست
گریزی نیست آهی نیست
به کدامین نگاه مجازاتم می کنی
منم یگانه خسته مانده در مرداب
منم کشتی کشسته در گرداب
منم کشته روح مرده در گنداب
منم چرکین تاول سوخته در آفتاب
به کدامین گناه مجازاتم می کنی
به کدامین نگاه مجازاتم می کنی