تبليغاتX
پسر تابستان وحشی

تو را به نقطه باور خیال می سازم
بر این غرور شکسته در سکون می نازم
من از همیشه ز تکرار عشق می نالم
به این گذشته پردرد جنون می بازم
بیا که آخر راهم دل گرفته و تنها
 در این غروب جگر سوز به روز می تازم
 بیا شاید باور کنم زندگانی را
  برای لحظه بودن حضور می سازم

+ نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 14:47 توسط پسر تابستان وحشی |