RSS
خسته و تنها مرا با خود می برد
و در خلوتی ، بی صدا
پر از فریاد سکوت
مرا فریاد می زند
و عاشقانه ترین غزلم را می سوزد
و تمام آبی را می خوابد
و صداقتی که می میرد
و در آخر مرا هم در انتظار نگاهی
می گذارد و می رود