که شکسته است در باد
و همه نقش تو مانده است در یاد
و غزل ها که در این
سطر سیاهم
همه گشته آزاد
و همه باور من
چو مترسک به سر کشت
و کلاغان به سرش خانه و زاد
و تو از گوشه چشمت
نگاهی نکنی
به همه درد نشانده به درون دل خسته
پر از ناله و فریاد
و در این باد
همه ی جام سکوتم
پر از غصه و فریاد
شکسته است
و یاد تو فقط مانده در این یاد.