نیست مردی ٬ هیچ مرد
داد های فرو خورده ٬ درد های بی درمان
غزل های ناگفته مرده ٬ در این نگاه سرد
گریه های شکسته در باران
شکست تمام است در این ناخوانده نبرد
خسته ام ٬ چون شقایقی پر خون
نرگس و یاس شکسته و پردرد
آخرین قطعه شکسته قلبم سوخت
در غزل های ناگفته یک مرد
آرزو هایم خفته است ٬ بودنی هم نمی خواهم
مرگ خواهم گوارا نوشیدنی از درد